دیروز رفتم بایوی تلگرام کلهفرِ مورد علاقهام و خیلی اتفاقی آهنگی که گذاشته بود رو گوش دادم. قبل از اینکه کات کنیم اون آهنگ وجود نداشت (فکر کنم) و کلا چون رپ فارسی گوش نمیدم، دقتی نکرده بودم به آهنگ. در زمان حاضر برای بار دوم گوش دادم بهش و متن به شدت غمگین و شکست عشقیطور داشت. نمیدونم بخاطر کات اون آهنگ رو گذاشته؟! خب ما که تصمیم گرفتیم از پس مشکلات بربیاییم و دوباره رابطه رو داریم میسازیم. برای من اگر هم نیست، پس برای کیه؟! باید فهمید.(اگر برای من گذاشته بود که الهی بگردم. اگر برای من نذا
برچسب:
نویسنده: imafoodyperson

دیشب خواب دیدم قاتل سریالی هستم و چند نفر رو کشتم و خانوادهی پدری این رو فهمیدن. عموم نمیذاشت پسرعمومو بغل کنم استرس قاتل سریالی شدنم انقدر تو خواب زیاد شد که از خواب پریدم و به کلهفرِ مورد علاقهام پیام دادم. زنگ زد بهم و تونستم بخوابم دوباره. عجیب بود واقعا..!! میخوام تمرین کنم که آخرین کلمات جملههام فقط فعل باشن؛ منتها چقدر سخته!! همیشه یه کلمهی فعلنباش میوفته آخر جمله (عین همین جمله!!).
برچسب:
نویسنده: imafoodyperson
از بیکاری و وقت خالی زیاد رفتم فیلم نگاه کنم؛ آخر سر فیلم سینمایی کرهای "عشق در شهر بزرگ" رو انتخاب کردم. استاد دانشگاه یک استاد فرانسوی بود و از دانشجوی پسر پرسید چرا زبان فرانسوی میخونی و پسر هم گفت بخاطر آلبر کامو. ذهنم درگیر شد راستش..! دارم به این فکر میکنم که چرا زبان انگلیسی رو برای رشتهی دانشگاهی انتخاب کردم و وقتی به ریشهی انتخابم میرسم، یک دختر 18 19 ساله (خودم) میاد جلوی چشمم که با دوستش داخل مترو نشسته بودن و دوستش گفت که به مترجمی برای کارشناسی فکر میکنه. همونجا به سرم اومد ک
برچسب:
نویسنده: imafoodyperson

روز به شدت خستهکنندهای بود. دیشب از ساعت ۱۰ روی زمین خوابم برده بود و تا ساعت ۱۰ صبح در زمان حاضر همونجا بودم؛ بدون تشک و با پتو مسافرتی. صبح هم چشم باز کردیم با مامان کار کردیم تا همین الان که سفره جمع کردم. کمرم خیلی درد میکنه. ولی در زمان حاضر قسمت خوب هم داشت: ۱. دسر موزی درست کردم و خیلی خوشمزه شد؛ ۲. بلال مزهدار کردم و گذاشتم داخل هواپز و بازم خیلی خوشمزه شد. این استاد راهنمای ما هم داستانی شدا...♀️
برچسب:
نویسنده: imafoodyperson

دقیقا یک ماهه که دارم فقط درد و مریضی میکشم؛ یک ماه پیش پریود شدم، پشت بندش کرونا گرفتم، خوب شدم و دو روز بعدش مشکل گوارشی پیدا کردم (از معده درد، حالت تهوع، و سردرد داشتم میمردم و توی دو روز، دو کیلو کم کردم از نخوردن هیچی) و تازه دیروز حالم خوب شده بود که در زمان حاضر پریود شدم. بدترین یک ماه عمرم رو گذروندم (دارم میگذرونم).
برچسب:
نویسنده: imafoodyperson
Mrs. Puth's sweet home
✨1405.05.30✨
148
بچه که بودیم، خیلی بچه یعنی آخرای ابتدایی و اوایل دبیرستان، بعد از مدرسه میرفتیم خونهی عزیز و ناهار اونجا بودیم. عصر که میشد و هوا که یکم به خنکی میرفت، با دخترعمهام و دختر همسایه میرفتیم حیاط و از درختها توت و انار میچیدیم و میخوردیم؛ اکثرا انارها هم مفصل رسیده و قرمز نبودن و رسما سبز و کوچیک و بینهایت ترش بودن.بابا امروز انار خریداری. یکی از کوچیکترین انارها رو برداشتم و الان که دارم میخورم دقیقا مزهی انارهای حیاط خونه
برچسب:
نویسنده: imafoodyperson

حس ضعف دارم، حس پوچی، حس عقب موندن. بیشتر از همه عذاب و سنگینی پیدا نشدن استاد راهنما (روی هوا موندنش) داره اذیتم میکنه و اعتماد به نفسم رو به صفر رسونده. مگه میشه؟! مگه میشه انقدر عقب باشم از همهکس و همهچیز؟! چقدر دیگه باید سختی بکشم و از خودم عصبانی باشم؟! چقدر دیگه باید فقط نظارهگر موفقیت بقیه باشم؟! پس کی تموم میشه این درد و رنج؟!
برچسب:
نویسنده: imafoodyperson

عالی شد. الان دیگه نمیتونم مقاومت کنم که نقش قربانی و مظلوم بودن رو خیلی وقته به عهده گرفتم. چیزی که ازش متنفر بودم.
الان دیگه مطمئن شدم که افسردگی به روح و جسمم نفوذ کرده. مبارک پدر و مادرم چون همیشه میخواستن خونه باشم و جلوی چشمشون بمونم.
برچسب:
نویسنده: imafoodyperson

The Princess Diaries (2001)
A Cindrella Story (2004)
خیلی قشنگ بودن. جدی دههی 2000 میتونه از هر نظر گلدن تایم باشه!!! البته از نظر موزیک به نظرم 1970s - 1990s رو دستش نیست.
همین دیگه.
پ.ن:
The Devil Wears PRADA (2006)
این هم دیدم. قشنگ بود. یاد خودم افتادم که با عمهام همکار بودم و هرچی خر حمالی بود مینداخت گردن من :|||||
برچسب:
نویسنده: imafoodyperson